شيخ ذبيح الله محلاتى
205
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
عليه و سلم خرج و هو اخذ بيد فاطمة فقال من عرف هذه فقد عرفها و من لم يعرفها فهى فاطمه بنت محمد و هي بضعة منى و هى قلبى و هى روحي التى بين جنبى من آذاها فقد آذاني و من آذانى فقد آذى اللّه و در بعضى از روايات من اغضب فاطمه فقد اغضبنى و من اغضبنى فقد اغضب اللّه و در بعضى ديگر قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يريبني ما ارابها و در بعضى ديگر يسوؤني ما يسوؤها و در بعض ديگر يولمنى ما يولمها و يسرني ما يسرها و در بعض ديگر يرضى اللّه لرضاها و يغضب لغضبها و در صحيح مسلم و حلية الاولياء صورت خبر اين است انما فاطمه ابنتي و هى شجنة منى يريبنى ما ارابها و يؤذينى ما آذاها ) فاطمه پاره از گوشت من است مكروه مىآيد مرا چيزى كه بر وى مكروه آيد و آزرده مىسازد مرا چيزى كه او را بيازارد و عبارت ديگر حليه و مستدرك حاكم اين است كه پيغمبر فرمود فاطمه شجنة منى يقبضنى ما يقبضها و يبسطنى ما يبسطها و در خبر است كه سهل بن عبد اللّه بنزد عمر بن عبد العزيز آمد و گفت بنى اميه مىگويند تو فرزندان فاطمه را از ايشان فاضلتر دانى و بر ايشان تفضيل مىگذارى عمر بن عبد العزيز در جواب گفت من از اشخاص عدول ثقة استماع كردم كه از اصحاب روايت كردند كه ايشان از رسول خدا شنيدند كه فرمود فاطمه پارهء تن من است خوشنود مىكند مرا چيزى كه فاطمه را خوشنود مىكند و خشمناك مىكند مرا چيزى كه فاطمه را خشمناك مىنمايد و به خدا قسم سزاوار است از براى من كه طلب كنم رضاي رسول خدا را را و رضاى فاطمه را به خشنود كردن فرزندان ايشان و همانا بنى اميه دانستهاند كه
--> و قندوزى در ينابيع المودة و سبط ابن جوزى در تذكرة و ابن قتيبه در الامامة و السياسة و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة و محب الدّين طبرى در ذخائر العقبى و رياض النضرة ) و شاه ولى اللّه در ازالة الخفا و ملك العلماء در فضائل للسادات و ابو نعيم در حلية الاولياء و منقبة المطهرين و ابو صالح مؤذن در اربعين و خرگوشى در شرف النبوة و سيوطى در جمع الجوامع و ديگر كتب خود و عمر رضا كحاله در اعلام النساء در ترجمهء فاطمه و ديگر از اعلام سنيه ممن لا تحصى كثرتهم باسانيد متعدده روايات مذكورهء در متن را ذكر كردهاند ) منه